تضمین غزل امام خمینی(ره)












دوش چون بهر دلم محرم اسرار شدم
رهسپار حرم و منزل دلدار شذم
خواستار غزلي از نفس يار شدم
"من بخال لبت ايد وست گرفتاز شدم"
"چشم بيمار ترا ديدم و بيمار شدم"
نقشهً عشق برآن پرده موفق بزدم
صورت نسترن و لاله و زنبق بزدم
سخن از عشق رخ كامل ومطلق بزدم
"فارغ از خودشدم و كوس انالحق بزدم"
"همچومنصور خريدار سردار شدم"
بر در منزل دلدار نمودم گذري
گوش ميداد بنجواش نسيم سحري
گفت يارب بنما سوي خميني نظري
"غم دلدار فكنده است بجانم شرري"
"كه بجان آمدم و شهره بازار شدم"
آنكه بودي همه شب شمع صفت درتب سوز
عشق پنهان دلش در غزلي كرد بروز
گفت در محفل جان مشعل گرمي بفروز
"در ميخانه گشائيد برويم شب و روز"
"كه من از مسجد و از مدرسه بيزار شدم"
چون رخت ديدم و در كوي تو مسكن كردم
شمعها ازنفس گرم تو روشن كردم
همهً شهر به شعر تو مزين كردم
" جامهً زهد و ريا كندم و برتن كردم"
"خرقهً پير خراباتي و هشيار شدم"
من كه از روي تو دورم به چه شادي بكنم
بكجا ره سپرم روبه چه وادي بكنم
من بجز عشق تو فكر چه زادي بكنم
"بگذاريد كه از ميكد ه يا دي بكنم"
"منكه با دست بت ميكده بيدار شدم"











در تاریخ 25/6/1387 اینجانب حامدچاری این وبلاگ را